اصول اساسی در پرورش اخلاقی – تربیتی انسان

 

4- اصل تزکیه و خودسوزی:

 قطب نمای فکر و عقل، می تواند انسان را به رشد و تکامل و سعادت نهایی برساند و جهت حرکت و بهترین راه را به انسان سالک نشان دهد. به شرط اینکه گرفتار آهن رباهای عادت، تعصب و تقلید و تلقین و تحمیل و غریزه و ... نشده باشد و گرنه این قطب نمای منحرفِ گرفتار، به جای اینکه انسان را به مقصد و هدف برساند در دریا غرق می کند ( انسان و مسئولیت).

انسان تا به خودسوزی یعنی (پاکسازی و تزکیه وجودی) دست نزند به خودسازی نمی رسد باید وجود از تیرگی ها، بدی ها و زشتی ها پاک و مبرا شود تا روشنی و خوبی و زیبایی در وجود انسان طلوع کند چنانچه انسانی، کثافات و آلودگی های وجودش را زیر عطر و ادکلن پنهان کند بالاخره اینها پس از مدتی خود نمایی می کنند پس یکی از اصول مهم در بحث پرورش اخلاقی انسان، همین بحث خود سوزی است که از مراحل خودسازی می باشد. انسان باید بداند اگر چند روزی برای یافتن راه درنگ کند و ساعات و ماه هایی را برای پاک کردن نجاسات، وقت صرف می کند از راه عقب نیفتاده و از مقصد نمانده و بیکار نبوده است بلکه بزرگترین کارها را انجام داده است.

 

5- اصل حریت

در تاریخ زندگی بشر، همواره از این اصل، با قداست و احترام یاد شده است و آن را از مهم ترین حقوق انسان نیز بر شمرده اند از آنجا که انسان، اراده و اختیار دارد و در انتخاب امور گوناگون آزاد است پس نوع تربیت او با تربیت دام ها و درخت ها متفاوت است.

 تربیت انسان نمی تواند مسخ او و پوک کردن او و غلتاندن او باشد. هرگونه تربیتی که با دست خود او تحقق نگیرد و با انتخاب او همراه نباشد در واقع مسخ کردن و نفی انسان است. و این است که تربیت های تلقینی و تقلیدی و تحمیلی و سنتی، ارزش نخواهند داشت؛ حتی ضد ارزش هستند و عامل نفی انسان و آخر سرهم باعث عصیان و طغیان او. هنگامی که می خواهیم خودمان را یا فردی یا جامعه ای را بسازیم ابتدا باید اعماق را بکاویم و ریشه ها را بیدار کنیم و گرنه برای سازندگی و پرورش اخلاقی، با شعارها داغ کردن و با تلقین حرارت دادن، شاخ و برگ دادن و در سطح کاویدن و به دوش کشیدن و بغل کردن، همه روش های غلط تربیتی است که به مقصد مطلوب ختم نمی شود. (انسان و مسئولیت). چنانچه امام علی (ع) هم می فرمایند:  بر من نیست که شما را به چیزی وادارم که دوست نمی دارید. (خطبه 208 نهج البلاغه). یا در نامه ای به یکی از استانداران خود می نویسند که: من این را صحیح نمی دانم که کسی را مجبور به کاری کنم که از آن کراهت دارد.

پس راه تربیت انسان از خود او می گذرد و نمی توان کسی را با اجبار و اکراه به سوی کمال برد و در منطق دین هم هیچ گونه جبری در تربیت و اخلاق راه ندارد.

اصل حریت به این معنا است که در تربیت و پرورش اخلاقی متربی، باید علایق فردی او لحاظ شود. اسلام با این روش انسان را تربیت می کند و چنانچه در آیه 3 سوره انسان آمده است: انا هدیناه السبیل اما شاکراً و امّا کفورا.

6- اصل عبودیت و تکلیف :

چون خداوند ، خالق انسان و رب او است و به خیر و سعادت او آگاه است و از طرفی هم به او اختیار داده، اقتضای این امور این است که تکلیفی برای بنده خود جهت رسیدن به سعادت تعیین کرده باشد. انسان در این عالم، انسانی مکلف است و باید در جهت انجام تکالیف و بندگی خداوند عمل نماید.

 پس نقش انسان در هستی :‌ صالح و مصلح بودن و در صراط عبودیت بودن است. عبادت ها شغل های انسان هستند، عبادت با عبودیت تفاوت دارد. در عبودیت سه اصل «‌ نیت، سنت و اهمیت» مطرح است و کسی که این سه اصل را داشت یعنی فقط به خاطر خدا حرکت کرد، آنهم بر اساس حدود و منطبق بر سنت اسلام و با معیار اهمیت کارها در وقت تزاحم چندکار یا عمل در لحظه، آنوقت قدم در مسیر عبودیت و بندگی گذارده است چنین عبداللهی در صراط مستقیم یعنی در نزدیک ترین راه تا رشد انسان قرار دارد و آنگاه خداوند، این عبدش را از صراط به سبل یعنی عبادت ها راهنمایی و هدایت می کند و مادامی که انسان به این عبودیت نرسد رسالتی نیست که رسالت خدا بعد از عبودیت اوست؛ اشهد ان محمداً عبده و رسوله (مسئولیت و سازندگی – نامه های بلوغ ).

امام علی(ع) در نهج البلاغه حکمت 105 می فرمایند: همانا خداوند واجباتی را بر شما لازم شمرده، آن را تباه نکنید و حدودی برای شما معین فرموده، از آن ها تجاوز نکنید و اموری را بر شما حرام کرده، پس حرمت آن ها را نگه دارید.

 

/ 1 نظر / 12 بازدید

سلام خوبی[سوال] من اپم[لبخند] http://choloki.persianblog.ir/post/104/